بر تن پیک صبا پیرهن از بوی تو بود / دیده را قبلۀ آمال همه روی تو بود / داغ دل را هوس از آن لب دلجوی تو بود / “دوش در حلقۀ ما قصۀ گیسوی تو بود / تا دل شب سخن از سلسلۀ موی تو بود”
……………………………………………
در بهاران همه دلداده براه گلگشت / سرخی لاله زده آتش نمرود بدَشت / من بمحراب دو ابروی تو درسجده و یَشت / “دل که از ناوک مژگان تو در خون میگشت / باز مشتاق کمان خانه ابروی تو بود”
…………………………………………
لاله در نطع چمن وعده ی جامی میداد / بلبلی نعره زنان شکر و سلامی میداد / جویباران به چمن لطف مدامی میداد /“هم عفا الله، صبا کز تو پیامی میداد / ور نه در کس نرسیدیم که از کوی تو بود”
………………………………………..
کاف و نون ازلی تخم محبت می کاشت / زاهد خام طمع عشق عبث می پنداشت / گر عبوس رخ او وجه خماری ننگاشت / عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت / فتنه انگیز جهان غمزۀ جادوی تو بود”
………………………………………..
گر ز دون پروری چرخ فلک فرسودم / من نه آنم که بتزویر قدح پیمودم / باسرشک از رخ خود گرد ریا پالودم
/ من سر گشته هم از اهل سلامت بودم / دام ره هم شکن طـّرۀ هندوی تو بود”
………………………………………
تا می ناب بسوزد غم دل را خرمن / باهمه رنج مرا عشق قرینش مأمن / مرغ شیدای گل و غنچه گره دار چمن / “بگشا بند قبا تا بگشاید دل من / که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود”
…………………………………….
در ره عشق جهادست و نیاز و آذر / بس خطر ناک رهی دارد و سالک ا َحذ َر / رافضا کوش درین ره ز ریا جوی حـَذ َر / “بوفای تو که بر تربت حافظ بگذر / کز جهان میشد و در آرزوی روی تو بود”
…………..* احذر=هشیار تر دور اندیش تر
تبریز6 /11/85
برچسب:
نویسنده: یاسین مرادی