خرید بک لینک

درباره سایت

رازها

امکانات وب

سلام دوست من. اميدوارم حالت خوب باشه.ميخواستم يه شعر زيبا رو تقديمت كنم. اين شعر يكي از شاهكارهاي استاد شهرياره. استاد شهريار يك تضمين از غزليات زيباي سعدي رو سروده كه به نظرم بي نظيره. با اين توضيح كه اين تضمين شامل چند بند ميشه و هر بند در اين تضمين پنج مصراع داره و دو مصرع آخر از هر بند سروده سعديه. زيبايي كار اون وقت جلب توجه ميكنه كه استاد در عين حالي كه سعي كرده تا معنا و مفهوم اوليه غزل سعدي عوض نشه ، طوري سه مصرع در هر بند رو سروده كه وزن و قافيه اون بهم نخوره.

بهتره سخن رو كوتاه كنم و توجه شمارو به خوندن اين شاهكار استاد شهريار جلب كنم. اميدوارم شما هم از خوندن اون لذت ببريد:

اي كه از كلك هنر نقش دل انگيز خدائي/ حيف باشد مه من كين همه از مهـر جدائی

گفته بودی جگرم خون نكنی باز كجائی /« من ندانستم از اول كه توبی مهر و وفائی

عهـد نابستن از آن به كه ببندی و نپائی»

****

مدعی طعنه زند در غـم عشق تو زيادم / وين نداند كه من از بهـر عشق تو زادم

نغمه بلبل شيـراز نرفتهاست زيادم / « دوستان عيب كنندم كه چرا دل به تو دادم

بايد اول به تو گفتن كه چنين خوب چرائی؟»

****

تيـر را قوت پرهيـز نباشد زنشانه / مرغ مسكين چه كند گـر نرود در پي دانه

پای عاشق نتوان بست به افسون و فسانه / « ای كه گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه

ما كجائيـم در اين بحر تفـكر تو كجا یی»

****

تا فكندم به سر كوی وفا رخت اقامت / عمر بی دوست ندامت شد و با دوست غرامت

سر وجان و زر و جاهم همه گو روبه سلامت / « عشق ودرويشی وانگشت نمائی وملامت

همه سهل است تحمل نكنم بار جـدائی»

درد بيمار نپرسنـد به شهـر تو طبیبان / كس در اين شهـر ندارد سـر تيمار غريبان

نتوان گفت غم از بيم رقيبان به حبيبان / « حلقه بر در نتوانـم زدن از بيـم رقيبان

اين توانم كه بيايم سر كويت به گدائی»

****

گرد گلزار رخ تست غبار خط ریحان / چون نگارین خط تذهیب به دیباچه قرآن

ای لبت آيه رحمت دهنت نقطه ايمان/« آن نه خال است وزنخدان و سر زلف پريشان

كه دل اهل نظر برد چه سری است خدائی»

****

هرشب هجربرآنم كه اگروصل بجويم / همه چون نی به فغان آيم وچون چنگ به مويم

ليك مدهوش شوم چون سر زلف تو ببويم/« گفته بودم چو بيائی غم دل با تو بگويم

چه بگويم که غـم از دل برود چون تو بيائی »

****

چرخ امشب که بکام دل ما خواسته گشتن/دامن وصل تونتوان به رقیبان تو هشتن

نتوان ازتوبرای دل همسایه گذشتن/«شمع را بایدازاین خانه برون بردن و کشتن

تا که همسـایه نداند که تو در خـانه مایی»

****

سعدی اين گفت وشدازگفته خودبازپشيمان/كه مريض تب عشق توحذرگويدوهذيان

به شب تيره نهفتن نتوان ماه درخشان / «كشتن شمع چه حاجت بود از بيم رقيبان

پرتو روی تو گويـد كه تو در خـانه مائی»

****

نرگس مست تو مستوری مردم نگزيند / دست گلچين نرسـد تا گلی از روی تو چيند

جلوه كن جلوه كه خورشيدبه خلوت ننشيند/«پرده برداركه بيگانه خودآن روی نبيند

تو بزرگی و در آئينه كوچك ننمـائی»

****

نازم آن سركه چوگيسوی تو در پای توريزد / نازم آن پای كه از كوی وفای تو نخيزد

شهريارآن نه كه با لشكـرعشق توستيزد/«سعدی آن نيست كه هرگززكمندتوگريزد

تا بدانست كه در بند تو خوشتـر ز رهائي »

برچسب: كلك هنر, نویسنده: یاسین مرادی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 23:43

صفحه بندی